گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

خياطي

دوستان يادم رفته يه چيزي بگم ار آخر خياط شديم ها . همين الان اولين لباسمو دوختم . اون هم با ريون . عكسشو ميزارم . اگه الگوشو ميخاين ... تو نظرا بزارين . براتون بزارم
29 مهر 1392

علي آقا و افكارش

جمعه كه خونه بوديم يه دفعه شنيدم كه علي داره با باباش صحبت مي كنه و ميگه . بابايي ميشه اين مغازتو بدهي به شاگردت و يه مغازه بستني فروشي باز كني ؟؟؟؟؟؟؟؟ پفك هم بفروشي ؟؟؟؟ باباش با خنده گفت : اون وقت بابا من ور شكست نميشم ؟؟؟؟ بعد همسري به من اشاره كرد و گفت براش يه بستني بيار انگار هوس بستني كرده .
29 مهر 1392

مامان تنبل

سلام به همه دوستاي گلم مدتيه نمي شه آپ كنم ... يا خسته ام يا كار دارم يا اصلا حسش نيست . امروز رفتم مهد ،  دنبال علي  . مربيش باعث شد اين پست را بزارم . من هر موقع ميرم دنبالش ، منو خيلي معطل ميكنه . اول اين كه تا خداحافظي كنه چند دقيق اي طول مي كشه بعدش هم كه مياد تا كفشاشو بپوشه .... واي از دست علي . نمي زاره هم كه كمكش كنم ميگه خانوم گفته بايد خودم بپوشم . توي اين فاصله مربيش آمد بيرون ، با هم صحبت مي كرديم . خنوم مربيش گفت امروز علي در حال رنگ آميزي  بود كه مي خواستم كمكش كنم . بهش گفتم علي نگام كن تا ياد بگيري . علي هم به جاي نگاه كردن به نقاشي به صورت من زل زده بود و به من نگاه ميكرد . بعد بهش گفتم علي مگه بهت نگ...
29 مهر 1392

واي از دست بلوگفا

مدتيه به دوستام كه  blogfa   دارن سر ميزنم اما نمي تونم نظر بدم . اين پست را گذاشتم كه بهشون بگم بهشون سر ميزنم  . اول از همه گلناز جون  عكساي تولدت خيلي قشنگ شده بود و همين طور شعراي بامزه اي  ياد گرفتي عزيزم . رزي جون وبلاگت اصلا باز نميشه ، چه بلايي به سرت وبلاگت اومده خانوم ياس واقعان مثل هميشه هنرمندي . ممنونم عزيزم زنبق جون ممنونم
21 مهر 1392